تبليغاتX
ســـــلام بــــر فاطـــــــــــــــــمه

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 و ساعت 20:50 |
سلام برفاطمه
+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 18:1 |
سلام برفاطمه
+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 17:57 |

ای تاج سر عالم و آدم زهرا / از کودکیم دل به تو دادم زهرا

ان روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه نهم اردیبهشت 1391 و ساعت 18:42 |

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 14:13 |
سلام برفاطمه
+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 14:9 |

گذشته نیمه ای از شب خدایا
 رسیده جان شب بر لب خدایا


 فقان از سینه تا لاهوت می رفت
 به روی شانه ها تابوت می رفت


 شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 14:2 |


جابربن عبدالله انصاری می‏گوید روزی نماز عصر را با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خواندیم. اصحاب نشسته بودند. ناگاه پیرمردی خدمت رسول خدا رسید که لباس کهنه‏ای پوشیده بود و از شدت پیری و ناتوانی نمی‏توانست بر جای خودش قرار گیرد. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم متوجه او شد و از احوالش پرسید عرض کرد: یا رسول‏الله مردی هستم گرسنه، سیرم کن، برهنه‏ام لباسی به من عطا کن، تهیدستم چیزی به من بده، رسول خدا فرمود: من که اکنون چیزی ندارم ولی ترا به جایی راهنمایی می‏کنم شاید حاجتت برآورده شود، برو به منزل شخصی که خدا و رسول را دوست دارد، خدا و رسول نیز او را دوست دارند. برو به خانه‏ی دخترم فاطمه علیهاالسلام شاید به تو چیزی عطا کند. سپس به بلال فرمود پیرمرد ناتوان با به خانه‏ی فاطمه هدایت کن.
بلال به اتفاق پیرمرد به خانه‏ی فاطمه رفتند. پیرمرد عرض کرد سلام بر شما ای خانواده‏ی نبوت و مرکز نزول فرشتگان، فاطمه علیهاالسلام جوابش را داد و فرمود کیستی؟ عرض کرد: فقیری هستم خدمت پدرت رسیدم مرا به سوی شما راهنمائی نمود. ای دختر پیامبر گرسنه‏ام سیرم کنید. برهنه‏ام پوششی به من بدهید، فقیرم چیزی به من عطا نمائید. حضرت فاطمه که هیچ غذائی در خانه سراغ نداشت پوست گوسفندی را که فرش حسن و حسین علیهماالسلام بود به پیر مرد داد. عرض کرد: این پوست کجای زندگی مرا اصلاح می‏کند؟ فاطمه گلوبندی را که دختر عمویش به وی اهدا نموده بود به او داد و فرمود: به فروش رسان و زندگی خودت را با آن اصلاح کن.
پیرمرد برگشت و جریان را خدمت پیغمبر عرض کرد. آن حضرت گریست و فرمود: گردنبند را بفروش رسان تا خدا به برکت عطای دخترم برای تو گشایشی فراهم سازد. عمار یاسر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اجازه گرفت که آن گردنبند را خریداری کند. از پیرمرد پرسید آن را چقدر می‏فروشی؟ .......

سلام برفاطمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 12:22 |

رسول خدا (ص) فرمود:
هنگامى كه خداوند متعال اراده فرمود كه قوم نوح را نابود كند، به او دستور داد كه تخته‏هاى درخت ساج را قطع كند. بعد از بريدن ندانست چه كند. جبرئيل فرود آمد و شكل كشتى را به او نشان داد و صندوقچه‏اى كه يكصد و بيست و نه هزار ميخ در آن بود برايش آورد. وى غير از پنج ميخ تمام آنها را در آن كشتى به كار گرفت دستش را به يكى از آنها زد، آن ميخ در دست او تابيده همچون ستاره‏اى نورانى در وسط آسمان درخشيد، نوح متحير و شگفت‏زده شد. خداوند آن ميخ را به زبان فصيح و گويا به نطق آورد و گفت: من به نام بهترين پيامبران حضرت محمد بن عبداللّه (ص) مى‏باشم.

جبرئيل نزد او آمد، نوح به او گفت: اى جبرئيل! اين چه ميخى است كه تاكنون چيزى شبيه آن نديده‏ام؟ گفت: اين ميخ به نام بهترين انسانهاى اولين و آخرين، حضرت محمد بن عبداللَّه (ص) است. آن را در قسمت جلوى راست كشتى به كار گرفت. بعد دستش را به ميخ دوم زد، نورى از آن درخشيد و اطراف را روشن كرد، نوح (ع) پرسيد: اين ميخ چيست؟ جبرئيل پاسخ داد: ميخ برادر و پسرعمويش على بن ابى‏طالب (ع) است. آن ميخ را در جلو سمت چپ كشتى كوبيد. بعد دستش را به ميخ سوم زد، آن نيز درخشيد و اطراف را روشن كرد.
جبرئيل به او گفت: اين ميخ فاطمه (س) است. آن را در كنار ميخ پدرش حضرت رسول (ص) كوبيد. بعد دستش را به ميخ چهارم زد، آن نيز درخشيد و اطراف را روشن كرد. به او گفت: اين ميخ حسن (ع) است. آن را در كنار ميخ پدرش على (ع) كوبيد. بعد دستش را به ميخ پنجم زد، نورى درخشيد و صداى گريه بلند شد و نمناك شد. نوح پرسيد: اى جبريئل! اين ترى و نم چيست؟ پاسخ داد: اين ميخ حسين بن على سيدالشهداء (ع) است. آن را در كنار ميخ برادرش كوبيد.
آنگاه رسول خدا (ص) فرمود: خداوند متعال فرموده است: «و حملناه على ذات الواح و دسر» (1)
كه مقصود از الواح در اين آيه همان چوبها است و ميخهاى آن ما هستيم و اگر ما نبوديم، كشتى ساكنانش را حركت نمى‏داد. (2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 12:8 |


رسول خدا (صلّی ‌‌الله‌ عليه‌ وآله):


يا فاطِمَةُ! مَنْ صَلَّى عَلَيْكِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وألْحَقَهُ بِي حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ.


ای فاطمه! هر كه بر تو درود فرستد، خداوند او را بیامرزد و هر جای بهشت باشم او را به من ملحق کند.

سلام برفاطمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 و ساعت 14:58 |

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 و ساعت 11:58 |

سلام ما به رحمت و جود تو

سلام ما به چهره کبود تو

سلام ما به طفل ناامید تو

سلام ما به محسن شهید تو

سلام ما به چهره خجسته ات

سلام ما به پهلو شکسته ات

سلام ما به قلب داغ دیده ات

سلام ما به قامت خمیده ات

سلام ما به آه و ناله شبت

سلام ما به اشک چشم زینبت

سلام ما به گریه های دخترت

سلام ما به ناله های شوهرت

سلام ما به صحنه ی مدینه ات

سلام ما به خون زخم سینه ات

سلام ما به نغمه ی حجاز تو

سلام ما به آخرین نماز تو

سلام ما به قبر بی چراغ تو

سلام ما به قلب پر ز داغ تو

سلام ما به فاطمه(س)

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 و ساعت 10:2 |
فاطمه» بشارتی از وحی است. خبر غیبی قرآن آنگاه كه خداوند به پیامبر می گوید: «انا اعطیناك الكوثر» این نوید بر پیامبر است كه دو فرزند پسرش را كه پس از سه دختر متولد شده بودند، از دست داده بود. قاسم و عبدالله، زینب، رقیه و ام الكلثوم، دختران او از خدیجه هر یك به سرای همسری رفته بودند و در این حال پیامبر از طعنه امویان آسوده نبود كه او را بی نسل خطاب می كردند......

سلام برفاطمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 و ساعت 15:45 |

درب خانه حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 و ساعت 15:29 |

فاطمه پاره تن من است و نور چشمان من و ميوه دلم و روح من است پيامبر اسلام (ص) در آن سال که سال پنجم بعثتش بود در سخت ترين شرايط و حالات به سرمي برد.اسلام منزوي بود و مسلمانان اندک.محيط مکه براثر شرک و بت پرستي و جهل و خرافات و جنگ هاي قبايل عرب و حاکميت زور و بينوايي توده هاي مردم، تيره و تاربود.

پيامبر (ص) به آينده مي انديشيد، آينده اي درخشان از پشت اين ابرهاي سياه و ظلماني، آينده اي که باتوجه به اسباب عادي و ظاهري بسيار دور دست و شايد غير ممکن بود.در همين سال حادثه بزرگي در زندگي پيامبر رخ داد، به فرمان خدا براي مشاهده ملکوت آسمان ها به معراج رفت و آيات عظيم پروردگار در پهنه بلند آسمان را با چشم خود ديد و روح بزرگش بزرگ تر شد و آماده پذيرش رسالتي سنگين تر توام با اميد بيشتر.

در روايتي از اهل سنت و شيعه- که هر دو بر آن تاکيد دارند- مي خوانيم: پيامبر (ص) در شب معراج از بهشت عبور مي کرد، جبرئيل از ميوه درخت طوبي به آن حضرت داد و بعد از تولد فاطمه (س) پيامبر (ص) فاطمه (س) را بسيار مي بوسيد.ايشان در جواب همسرش که به اين کار خرده گرفت فرمودند: «من هر زمان فاطمه را مي بوسم، بوي بهشت برين را از او استشمام مي کنم.» و به اين ترتيب اين مولود بزرگ از عصاره پاک ميوه هاي بهشتي و از پدري همچون پيامبر (ص) و مادر ايثارگر و فداکاري همچون «خديجه» در روز بيستم جمادي الثاني گام به دنيا نهاد و طعن و سرزنش هاي مخالفين که پيامبر را بدون «نسل جانشين» مي پنداشتند، همگي نقش برآب شد و به مضمون سوره «کوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براي ادامه دودمان پيامبر و ائمه هدي و خير کثير درطول قرون و اعصار، تا روز قيامت شد.......

سلام برفاطمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 15:45 |

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام از ديدگاه الهى آن چنان مقرب بوده و هست كه بدون وجود او جهان خلقت به وجود نمى‏آمد. بنابراين هرچه بوده و هست و خواهد بود به يمن و بركت آن بانوى عزيز هر دو جهان است. چنانچه پيامبر خدا، از پروردگار عالم نقل مى‏كنند:
عن النبى عن اللَّه تعالى: يا احمد! لولاك لما خلقت الافلاك، و لولا لما خلقتك ، و لولا فاطمه لما خلقتكما. (1)
اى پيامبر الهى! اگر تو نبودى جهان را نمى‏آفريدم و اگر على عليه‏السلام نبود تو را خلق نمى‏كردم، و چنانچه فاطمه عليهاالسلام نبود، تو و على را نيز به دنيا نمى‏آوردم.

شايد اين حديث در مرحله‏ى نخست و بدون تفكر قابل هضم نباشد، ولى با يك مقدماتى كه به طور خلاصه بايد گفت: پيامبر الهى و اهل‏بيت معصومش همگى يكى بوده و شاخ و برگ يك درخت مى‏باشند. و از نظر هدف نيز مكمل و متمم يكديگرند، بنابراين، بدون تصور فاطمه عليهاالسلام كه كمال اسلام به وجود او و فرزندان معصوم او بستگى داشته و دارد، آيين اسلام و رسالت پيامبر و ولايت اميرالمؤمنين كم‏شعاع و كم‏فروغ خواهد بود.
آرى ولايت على عليه‏السلام مكمل رسالت و وجود زهرا پناه ولايت و فرزندانش نتيجه بخش اهداف رسالت و ولايت مى‏باشند.

در اين زمينه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مى‏فرمايند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد يوم القيمه.» (2)
رسول خدا در خانه‏ى اميرالمؤمنين در حالى كه على عليه‏السلام مشغول استراحت بود، خطاب به دخترش فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من و تو و اين دو فرزند (حسن و حسين) و اين استراحت‏كننده (على) همگى در پيشگاه خدا در يك منزله و مكان خواهيم بود.

سلام برفاطمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 15:31 |

حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم:

فاطمه سيده نساء عالمين من الاولين و الاخرين است هرگاه در محراب خود مى ايستد پس سلام مى كنند هفتاد هزارملك از ملائكه مقربين و ندا مى كنند او را بمانند آنچه ملائكه مريم را ندا نمودند

سلام برفاطمه

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هشتم فروردین 1391 و ساعت 16:6 |

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هشتم فروردین 1391 و ساعت 16:1 |